از وقتی با خودم آشنا شدم نمی‌دونستم چه کاره هستم و قراره چه کاره بشم. شاید این موضوع وقتی سنم کمتر بود خیلی عادی به نظر می‌رسید ولی بنظرم امروز که دارم نزدیک میشم به ۳۶سالگی یکم غیرعادی به نظر میرسه. البته در کنار غیرعادی به نظر رسیدنش برام سخت و عذاب‌آور هم شده، آخه یعنی که چی آدم ندونه چه کاره است یا می‌خواد چه کاره بشه؟ مگه میشه! مگه داریم؟ این روزها اونقدر به این موضوع فکر می‌کردم که فَک‌َام از شدت درد قفل می‌شد، اونقدر پاهام رو تکون می‌دادم که از شدت درد زانو نمی‌تونستم از جای خودم به راحتی بلند بشم. خواب و خوراک نداشتم. همش این سوال در ذهنم می‌چرخید که چرا من هیچ تخصص